پاسخ به یک شبهه/ اگر امام حسین(ع) می‎دانست شهید می‎شود، چرا با پای خود به قتلگاه رفت؟

اگر امام حسین(ع) می دانست که شهید می شود چرا با پای خود به سوی قتلگاه رفت؟ پاسخ این پرسش بر اساس مقاله «نهضت عاشورا» از مرکز مطالعات و پژوهش‌‌های فرهنگی حوزه‌ی علمیه انتخاب شده است.

1

پاسخ به شبهه :

بر اساس احادیث و روایات شیعی علم امام(ع) موهبتی الهی است و نه اکتسابی؛ بدین صورت که هرگاه هر چه را بخواهد بداند، می‎داند. خداوند متعال می‎فرماید:
عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احداً الّا من ارتضی من رسولٍ.[1]
این آیه نشان می‎دهد که اختصاص علم غیب به خداوند به این معنی است که غیب را مستقلاً و از پیش خود ـ با لذات ـ کسی جز خدا نمی‎داند، ولی ممکن است پیامبر با رضایت پروردگار متعال، بداند و نیز ممکن است دیگر انسان‎ها به تعلیم پیامبران از آن آگاهی یابند.
نکته‎ی قابل توجه، این است که علم موهبتی یاد شده تخلف ناپذیر می‎باشد، زیرا علم ثبت شده در لوح محفوظ آگاهی به چیزی است که قضای حتمی خداوند بدان تعلق گرفته است.

پاسخ از نگاه علامه طباطبائی

مرحوم علامه طباطبایی (ره) ـ صاحب تفسیر المیزان در ـ این باره می‎گوید: سیدالشهدا(ع) به عقیده شیعه‎ی امامیه سومین جانشین از جانشینان پیامبر اکرم(ص) و صاحب ولایت کلیّه می‎باشد. علم امام(ع) به اعیان خارجیه و حوادث و وقایع ـ طبق آن چه از ادلّه نقلیه و براهین عقلیه بر می‎آید ـ دو قسم است؛ قسم اول: امام(ع) در هر شرایطی ـ به اذن خداوندی ـ به حقایق جهان هستی آگاه است، اعمّ از آن‎ها که تحت حس قرار دارند یا آن‎ها که از دایره‎ی حس بیرون می‎باشند؛ مانند موجودات آسمانی و حوادث گذشته و وقایع آینده؛ قسم دوم: علم عادی است. پیامبر(ص)، به نصّ قرآن کریم و همچنین امام(ع) بشری است مانند سایر افراد و اعمالی که در مسیر زندگی انجام می‎دهد، مانند اعمال سایر افراد، در مجرای اختیار و براساس علم عادی است و آنچه را شایسته می‎بیند انجام می‎دهد.[2]

قسم اول علم امام

بیشتر

شرح عارفانه ادعیه روزانه ماه مبارک رمضان از آیت الله مجتهدی تهرانی


شرح عارفانه ادعیه روزانه ماه مبارک رمضان از مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی را در وب سایت مسجد بشنوید. بی تکلف، عمیق و عارفانه.

برای شنیدن آنها اینجا را کلیک کنید.

توفیق رفیق راهتان

فرمان تغذیه در ماه رمضان


آقای دکتر غفاریان این مطلب را برای ما فرستاده اند

بسیاری از افراد با اینکه در ماه رمضان روزه می گیرند اما باز هم در این ماه دچار اضافه وزن می شوند،علت در چیست؟

*هنگام افطار از آغاز كردن تغذیه با آب سرد،نوشابه و مانند اینها جدا خودداری كنید.به جای آب سرد كمی آب گرم یا چای میل كنید.

*افطار را با خوردن خرما،كشمش،عسل و به‌‌طور كلی با یك قند طبیعی آغاز كنید.به این ترتیب اشتها كنترل می‌شود و زیاده‌خوری كم‌تر پیش می‌آید.

* خوردن چای شیرین كم‌رنگ،شیر گرم،فرنی و حلیم كم‌روغن در آغاز افطار مناسب است.

*خوردن نان و پنیر و سبزی (ضدعفونی شده) یا نان و پنیر و مغز گردو توصیه می‌شود.

*سبزی را در افطار میل كنید.چرا كه خوردن سبزی در سحری ممكن است منجر به تشنگی در طول روز بشود.

*از آشامیدن آب فراوان در وسط غذا خودداری كنید.آب در وسط غذا سبب رقیق شدن شیره گوارشی و اختلال در هضم می‌شود.

* در زمان بین افطار تا سحر،البته با رعایت فاصله با غذا،آب كافی بیاشامید.

*حتما برای صرف سحری،كمی زودتر از خواب برخیزید تا هم ضمن استفاده از بركات معنوی ساعات سحر و مناجات با خدا،بدون عجله و با آرامش خاطر سحری بخورید.حتی اگر میل به خوردن غذا در سحر ندارید،آب،چای،شیر و مانند اینها را فراموش نكنید.

* از خوردن تنقلات فراوان خودداری كنید.

*حتما در غذای افطار و به خصوص سحر میوه میل كنید.علاوه بر میوه‌جات فصل،از خیسانده برگه آلو،زردآلو،انجیر و مانند اینها هم می‌توان به عنوان میوه استفاده كرد.گوجه فرنگی هم می‌تواند نقش میوه را داشته باشد.

*اگر در ماه رمضان دچار یبوست می‌شوید علاوه بر میوه از خورش‌های ملین مثل خورش آلو و خورش‌های سبزی‌دار بیشتر استفاده كنید.

* در طول زمان امساك (روزه) از رفتن به حمام داغ،خون دادن و كارهایی كه موجب ضعف و بی‌حالی می‌شود خودداری كنید.

*معده خالی در هنگام افطار تحمل غذای سنگین را ندارد،لذا خوردن غذاهای سهل‌الهضم و تقریبا نرم برای افطار مناسب‌تر است.

* اگر تخم‌مرغ میل می‌كنید در درجه اول به صورت آب‌پز سفت و در درجه دوم به صورت نیم‌بند (به شرط آن كه سفیده آن منعقد شده باشد و زرده كمی حالت سفتی به خود گرفته باشد) میل كنید.تخم‌مرغ نیمرو زیان‌بخش بوده و همچنین دیر هضم‌تر از تخم مرغ آب‌پز است.

* سالاد (بدون پیاز) مكمل خوبی برای غذاها در ماه مبارك رمضان است.

* بادمجان،فلفل و سایر ادویه‌ها گاهی موجب احساس تشنگی در طول روز می‌شود.

* آشامیدن آب یخ یا نوشابه خیلی سرد برای معده خالی زیان‌بخش است.

*اگر به اقتضای فصل گرما یا فعالیت‌های بدنی،در طول روزه‌داری زیاد عرق كردید،نمك از دست رفته توسط عرق را به صورت‌های مختلف در افطار و سحر جبران كنید.

*از تغییرات شدید در عادات غذایی و خوردن غذاهای نامانوس یا غذاهایی كه برای شما ناراحتی به وجود می‌آورد لااقل در ماه رمضان خودداری كنید.

* كله‌پاچه،سیرابی و شیردان موجب تشنگی زیاد می‌شود.لذا بهتر است میل نكنید ولی اگر مایلید میل كنید به صورت كم‌آب،كم‌نمك و آن هم در افطار میل كنید.

گردآوری:گروه سلامت سیمرغ
http://www.seemorgh.com/health
منبع:jamejamonline.ir

خواندن سوره قدر


الإمام زين العابدين عليه السلام :

مَن قَرَأَ «إِنَّـآ أَنزَلْنَاهُ فِى لَيْلَةِ الْقَدْرِ» عِندَ فُطورِهِ وعِندَ سَحورِهِ ، كانَ فيما بَينَهُما كَالمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ في سَبيلِ اللّه ِ تَعالى . 

.امام سجّاد عليه السلام:هر كس هنگام افطارى و سحرى خوردن ، سوره «إنّا أنزلناه» بخواند ، ميان آن دو [ وقت ،] همچون كسى خواهد بود كه در راه خدا به خون خويش آغشته است.

.الإقبال : ج ۱ ص ۲۴۰ .

اين شرط ها چه سخت است !


.الإمام الباقر عليه السلام :

قالَ رَسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله لِجابِرِ بنِ عَبدِ اللّه ِ : «يا جابِرُ ، هذا شَهرُ رَمَضانَ ؛ مَن صامَ نَهارَهُ وقامَ وِردا مِن لَيلِهِ وعَفَّ بَطنَهُ وفَرجَهُ وكَفَّ لِسانَهُ ، خَرَجَ مِن ذُنوبِهِ كَخُروجِهِ مِنَ الشَّهرِ» . فَقالَ جابِرٌ : يا رَسولَ اللّه ِ ، ما أحسَنَ هذَا الحَديثَ! فَقالَ رَسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : «يا جابِرُ ، وما أشَدَّ هذِهِ الشُّروطَ!» .

 

امام باقر عليه السلام:پيامبر خدا به جابر بن عبد اللّه فرمود: «اى جابر! اين ، ماه رمضان است. هر كس روزش را روزه بدارد و بخشى از شبش را به عبادت برخيزد و شكم و شهوتش را پاك نگه دارد و زبانش را حفظ كند ، از گناهانش بيرون مى شود ، آن گونه كه از اين ماه بيرون مى شود». جابر گفت: اى پيامبر خدا! اين سخن ، چه نيكوست! پيامبر خدا فرمود : «اى جابر! و اين شرط ها چه سخت است!» .

.الكافي : ج ۴ ص ۸۷ ح ۲ .

برترین كار در ماه مبارك رمضان چيست؟


امير المؤمنين عليٌّ عليه‏السلام :

إنَّ رسولَ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم خَطَبَنا ذاتَ يَومٍ فقالَ : أيُّها الناسُ ، إنّهُ قد أقبَلَ إلَيكُم شَهرُ اللّه بالبَرَكَةِ والرّحمَةِ والمَغفِرةِ ، شَهرٌ هُو عِندَ اللّه أفضَلُ الشُّهورِ ، وأيّامُهُ أفضَلُ الأيّامِ ، ولَيالِيهِ أفضَلُ اللَّيالِي ، وساعاتُهُ أفضَلُ الساعاتِ ، هُو شَهرٌ دُعِيتُمْ فيهِ إلى ضِيافَةِ اللّه وجُعِلتُم فيهِ مِن أهلِ كَرامَةِ اللّه ، أنفاسُكُم فيهِ تَسبيحٌ ، ونَومُكُم فيهِ عِبادَةٌ ، وعَمَلُكُم فيهِ مَقبولٌ ، ودُعاؤكُم فيهِ مُستَجابٌ … فَقُمتُ فقلتُ : يا رسولَ اللّه ، ما أفضَلُ الأعمالِ فيهذا الشَّهرِ ؟ فقالَ : يا أباالحسنِ ، أفضَلُ الأعمالِ في هذا الشَّهرِ الوَرَعُ عن مَحارِمِ‏اللّه عز و جل .

امام على عليه‏السلام :

روزى رسول خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم براى ما خطبه‏اى ايراد كرد و فرمود : اى مردم ! همانا ماه با بركت و رحمت و آمرزش به شما روى آورده است . اين ماه نزد خدا برترين ماه است و روزهايش برترين روزها و شبهايش برترين شبها و ساعتهايش برترين ساعات . در اين ماه شما به ميهمانى خدا دعوت شده‏ ايد و در زمره بهره ‏مندان از كرامت خداوند قرار گرفته‏ ايد . در اين ماه نفسهاى شما تسبيح خداست و خواب شما عبادت است و اعمال شما پذيرفته و دعايتان به اجابت مى‏رسد … من برخاستم و عرض كردم : اى رسول خدا ! برترين كارها در اين ماه چيست ؟ پيامبر فرمود : اى اباالحسن ! برترين كارها در اين ماه خويشتندارى از حرامهاى خداوند عز و جل است .

إمالي الصدوق : 84 / 4 منتخب ميزان الحكمة : 242
 

 

بهترین غذا برای سحری چیست ؟


الإمام الصادق عليه‏السلام :

أفضَلُ سَحورِكُمُ السَّويقُ وَالتَّمرُ .

امام صادق عليه‏السلام :

بهترين سحریهاى شما ، سويق (آرد بوداده) و خرماست .

تهذيب الأحكام ، جلد 4 ، صفحه 198 ، حديث 567 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 290 ، حديث 1949 كلاهما عن حفص بن البختري ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 419 ، حديث 1420 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 280 ، حديث 21 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 252

سلمان و عبادات،


سلمان و عبادات،

آیت الله شیخ علی فلسفی در کتاب عبادات آسان صفحه 159 مینوسد:

 حجت الاسلام و المسلمین شیخ محمود شریعت زاده خراسانی از کتاب امالی شیخ صدوق صفحه 86 آورده است :  روزی پیامبر اسلام صل الله علیه وآله وسلّم رو به صحابه کردند و فرمودند کدام یک از شما تمام روزهای سال1_IMG_3874 را روزه میگیرید و همه شبهای سال را زنده دار و بیدار هستید و هر روز یک ختم قرآن میکنید؟ سلمان فارسی عرضه داشت: من یا رسول الله . یکی از اصحاب (عمر بن خطاب ) خشمناک شد و عرضه داشت: ای رسول خدا سلمان فردی است از عجم و همواره میخواهد بر ما قریش و اعراب افتخار کند در صورتی که او دروغ میگوید. حضرت رسول صلّ الله علیه وآله وسلّم فرمودند:

بیشتر

از سخن شما


دوستی این مطلب را برای وبلاگ فرستاده اند

بعد از سالها، دیروز بازهم رفتم مهدیه. البته این بار مهدیه تهران نه، مهدیه تورنتو. هرچند که هر دوتاش مهدیه است و خونه ی امام زمان، اما به قول شاعر «این کجا و آن کجا؟»
اینجا نه از اون فضای وسیع و جمعیت چند هزار نفری خبری هست و نه از پخش زنده و آگهی های تلویزیونی دعوت به مراسم. نه از سخنرانان نامی و نه از مداحان معروف. هیچکدوم. اینجا فقط یه عده عاشق دور هم جمع میشن و دلهاشون رو میذارن کف دست و تقدیم امام زمانشون میکنن. شاید تعدادشون اونقدر نباشه اما دلشون همون قدر بزرگه. شاید اینجا نمیشه مردم رو با تبلیغات وسیع جمع کرد و شاید امکان پخش زنده تلویزیونی برای همه نیست، شاید فلانی و فلانی توش سخنرانی و مداحی نمیکنن اما، اینجا اخلاص هست. شور هست. جوانی هست. اعتقاد هست و البته امام زمان هم هست.
اینجا مهدیه است.

گلستان سعدی ۲


phpThumb_generated_thumbnailjpgپارسایی را دیدم بر کنار دریا که زخم پلنگ داشت و به هیچ دارو به نمی‌شد مدت‌ها در آن رنجور بود و شکر خدای عزّوجل علی الدوام گفتی پرسیدندش که شکر چه می‌گویی گفت شکر آن که به مصیبتی گرفتارم نه به معصیتی

گر مرا زار بکشتن دهد آن یار عزیز                    تا نگویی که در آن دم غم جانم باشد

گویم از بنده مسکین چه گنه صادر شد            کو دل آزرده شد از من غم آنم باشد

باب دوّم در اخلاق درویشان، حکایت ۱۳

داستانی از مثنوی ۳


نوشته: عباس بهنژاد

ای برادر قصه چون پیمانه است /// معنی اندر او بسان دانه است

قصد راهزنان به کشتن مردی برای ترساندن دیگریphoto

دسته ای از راهزنان به شهری رسیدند و دو تن از بزرگان شهر را اسیر کردند. دست و پای یکی را برای کشتن بستند. بیچاره به فریاد آمد که

 در چَه [چاه] مرگم چرا می افکنید                 از چه آخر تشنۀ خون منید؟

 چيست حكمت، چه غرض در كشتنم           چون چنين درويشم و عريان تنم‏

راهزنان گفتند:

 گفت تا هيبت بر اين يارَت زند                 تا بترسد او و زر پيدا [نمایان] كند

مرد گفت: اگر قصد شما این است که با کشتن یکی دیگری را بترسانید، خوب بیایید و آن مرد را بکشید تا من بترسم و جای گنج ها را به شما نشان دهم.

شگفت آور بهره ای است که مولانا از این داستان می برد و می گوید:

 پس كَرَم هاى الهى بين كه ما                    آمديم آخر زمان در انتها

تا هلاك قوم نوح و قوم هود                    عارض رحمت به جان ما نمود

كُشت ايشان را كه ما ترسيم از او             ور خود اين بر عكس كردى واى تو

در هلاک دیگران درس های عبرت برای ماست که راه را بیابیم؛ چرا منتظر نشسته ایم که ما درس عبرتی برای دیگران شویم؟

مناجات شعبانیّه


ظریفی و اهل دلی و بزرگواری، امروز بسیار نصیجتم کرد و سفارش مؤکد به مناجات شعبانیّه در این باقی مانده ماه رسول خدا. گفتم که به تو نیز گفته باشم.

التماس دعا

توفیق رفیق راهتان

 

ویدئو

اتفاقی مبارک


 

 

این مسابقه اتفاقی مبارک است که با همت دوستان مرکز امام مهدی در شرف انجام است. روی عکس کلیک کنید تا اطلاعیه های قبلی را هم ببینید.اتفاقی مبارک

تصویر

گلستان سعدی ۱


phpThumb_generated_thumbnailjpg

گلستان سعدی را یکی از اخلاقی ترین آثار ادبیات فارسی مینامند. اما بیراه نیست اگر آن را ادبی ترین کتاب اخلاقی نیز بنامیم. حقیر در این حد نیستم که این اثر ارزشمند را شرح و تفسیر کنم و چنین قصدی نیز ندارم. اما از این پس بخشهائی از گلستان را انتخاب میکنم تا با هم بخوانیم.

اولین حکایت، حکایت هفتم از باب دوم گلستان در اخلاق درویشان است که تقدیم میگردد.

یاد دارم که در ایام طفولیت متعبد بودمی و شب خیز و مولع زهد و پرهیز. شبی در خدمت پدر رحمة الله علیه نشسته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مصحف عزیز بر کنار گرفته و طایفه ای گرد ما خفته. پدر را گفتم از اینان یکی سر بر نمی‌دارد که دوگانه ای بگزارد، چنان خواب غفلت برده اند که گویی نخفته اند که مرده اند. گفت: جان پدر تو نیز اگر بخفتی به از آن که در پوستین خلق افتی.

نبیند مدعى جز خویشتن را
که دارد پرده پندار در پیش
گرت چشم خدا بینى ببخشند
نبینى هیچ کس عاجزتر از خویش

پی نوشت:

۱- مصحف عزیز :قرآن عزیز

۲- بپوستین یا در پوستین کسی افتادن یا رفتن ؛ بد او گفتن . غیبت او کردن . او را هجا گفتن . در غیاب او بدی وی گفتن

ادبیات ایرانی


ادبیات هر قوم و فرهنگی، از شفاهی تا مکتوب، آینه تمام نمای تاریخ و سرگذشت آن قوم است و این گنجینه حلقه اتصال نسلهای مختلف است به یکدیگر. ادبیات ایرانی که اگر نگویم غنی ترین، یکی از غنی ترین آنهاست، گنجینه های فراوانی را در خودنهان دارد، و اثار بی بدیلی را به جهان تقدیم کرده است.
نسل جوان ما علی الخصوص، نسل جوان دور از وطن برای درک بهتر فرهنگ و تاریخ ایران و ایرانی احتیاج دارد تا با این ادبیات آشنا گردد.در این راستا دوست عزیزم جناب بهنژاد مطالبی را تحت عنوان «داستانی از مثنوی» در وبلاگ مینویسند که از ایشان متشکریم. حقیر هم از این پس سعی خواهد کرد تا مطالبی را از گلستان سعدی تقدیمتان کنم. تا آغازی شود برای همکاری دیگر دوستان.

توفیق رفیق راهتان

داستانی از مثنوی ۲


نوشته:عباس بهنژاد

بشنوید ای دوستان این داستان

خود حقیقت نقد حال ماست آن

زبان راست و دل راست
اولین اذان گوی اسلام بلال حبشی بود. در اخبار گفته اند که بلال حبشی نمی توانست به درستی حرف شین را تلفظ کند و می گفت اَسهَدُ به جای اَشهَدُ. برخی مسلمانان ظاهر بین و مغرور نزد پیامبر اکرم(ص) از این ویژگی بلال شکایت کردند. پیامبر در پاسخ فرمود که سین بلال نزد خداوند شین است.
مولوی در مثنوی این داستان را چنین به نظم کشیده است با اندک تفاوتی. مولوی به جای سین و شین، حَی علی الفلاح آورده است که بلال نمی توانسته است ح را درست از مخرج ادا نماید و آن را شبیه هی می گفته است.
3/172 آن بلال صدق در بانگ نماز                   حى را هى همیخواند از نياز
 
ظاهر سخن معترضان خیرخواهی برای دین بود که نمی خواستند انحرافی پی ریزی شود:
 
3/173 تا بگفتند اى پيمبر راست نيست                اين خطا اكنون كه آغاز بناست‏
3/174 اى نبى و اى رسول كردگار                   يك موذن كاو بود اَفصح [فصیح تر] بيار
 
اما نگاه پیامبر به درون است و از نیت ناپاک معترضان ظاهرگرا خبر می دهد:
 
3/ 174 خشم پيغمبر بجوشيد و بگفت                            يك دو رمزى از عنايات نهفت‏
3/175 كِاِى خَسان [مردم پست] نزد خدا هَى بلال            بهتر از صد حى و خى و قيل و قال‏
3/176 وامشورانيد تا من رازتان                                وانگويم آخر و آغازتان‏
 
در تذکرۀ الاولیاء عطار نیشابوری نیز داستان مشابهی آمده و در پایان داستان چنین پند می دهد که
تو را سُقم [نقص] عبارت از صِحَّت نیّت باز داشت. بسی تفاوت است زبان را راست کردن تا دل.
 

مداحی مرحوم خطیب در ایام فاطمیه


این وبلاگ


سلام

مطلب زیر را از صفحه این وبلاگ جهت تذکری برای من و ما مجددا اینجا می آورم.

در مورد وبلاگ مرکز باید به اطلاعتان برسانم که این وبلاگ متعلق به هیچ کس نیست و متعلق به همه است. محلی برای گپهای خودمانی، مطرح کردن دردهای مشترک، شنیدن، گفتن. جائی برای همدردی، همراهی، مطرح کردن دغدغه ها و تسکین آنها.  میخواهیم با هم حرف بزنیم و همکاری کنیم تا فردائی بهتر برای جامعه و گروه کوچکمان فراهم آوریم.

هیچ محدودیتی در مورد مطالب نداریم. از هر دری سخنی. اما باید چند نکته را خاطر نشان کنم.

اول اینکه، به مقدسات هیچکس و هیچ گروهی توهین نمی کنیم. نقد چرا اما توهین هرگز. و اگر نظری را نقد کردیم، صاحب آن نظر را مورد نقد و انتقاد قرار ندهیم.

دوم، در مورد مسائل سیاسی داخل ایران سکوت پیشه میکنیم. چرا که تنوع دیدگاهها بسیار است. و مطرح کردن آنها در شرایط فعلی موجب میگردد تا از یکدیگر و اهداف این وبلاگ دور شویم.

سوم اینکه، این وبلاگ محل اظهار نظرات شخصی درباره دیگر افراد نیست. اینجا یک مکان عمومی است.

چهارم، از چاپ مطالب بدون ذکر منبع و ماخذ معذوریم. اگر حدیثی یا روایتی و یا خبری دارید لطفآ سند آنرا نیز ذکر کنید.

میخواهیم با هم تمرین کنیم تا نظرات دیگران را بشنویم، به آنها احترام بگذریم و در مورد آنها اندیشه کنیم. میخواهیم آستانه تحملمان را بالا ببریم.

 میخواهیم مسائلی را که جامعه کوچکمان در سطوح مختلف و مسائل متفاوت با ان دست به گریبان است را چاره کنیم.

پس   خواهش میکنم در وبلاگ خودتان عضو شوید، در وبلاگ خودتان بنویسید و برای اینکه صاحب یک وبلاگ بهتر باشیم پیشنهادات و انتقادت را با دیگران درمیان بگذارید.

توفیق رفیق راهتان

علائم ظهور ۲


علائم ظهور ۱


اندکی صبر سحر نزدیک است


10

هر چه بادا باد،

سخنرانی حاج آقا حسینی نسب در دو شب متوالی پیرامون نشانه های ظهور بود. قرار شد که ویدیو های این سخنرانیها را برای یوتوب آماده کنم. پس باید دوباره آنها را میدیدم. برای ادیت کردن و آماده سازی.

توفیق اجباری، نمیدانم. لطف خدا، لیاقت ندارم. نظر ولیّ امرم و عمرم، خیال خام. نمیدانم و نمیدانم و نمیدانم. اما حال عجیبی دست داد. از خودم و دنیای تنگ و تاریک غافل شدم. چه غفلتی؟ تو گوئی که همه بیداری بود. همه هوشیاری بود. بریده بودم از همه من و ما و چه گفت وچه شنفت. نه، من نبریده بودم که مرا برده بودند و به جائی دیگر وصل کرده بودند. که مرا پای رفتن و روی بودن در چنین جائی نیست. بردند مرا که نشانم دهند و بگویند که ای بدبخت، ببین که از چه غافلی و به چه مشغول. بگذریم،

در این حال و هوا بودم و عجیب بیقرار. اختلاف حال و هوای درونم و محیط پیرامونم سخت آزارم می داد. سخت بیقرار بودم بیقرار. دلم فریاد میخواست. گوئی که هجوم اندیشه و سخن و خون دل و غربت، میخواست که سینه ام را بشکافد و بیرون بزند. که ناگاه احساس کردم، بیشتر

حکایت حال ما


دوستی متن زیر را ارسال فرموده اند که حکایت حال ماست، با هم بخوانیم

تلنگری بر نفس و عملکرد خویشتن در امور مرکز

غبار کدورت به دلها نشسته-چه چیزی چنین دل شکسته-به بند دل شرحه شرحه-چرا هیچ کس دل نبسته؟
همگان نظر به یک سو داریم و گام در یک مسیر نهاده ایم، اما چرا چنین پراکنده و چنین خصمانه؟
مقصود از اجتماع در یک مکان مقدس چیست ؟آیا به راستی سوراخ دعا را گم کرده ایم .نکند به جای اینکه طناب کمک را به کمر دوست ببندیم و او را به بالا بکشیم ، این طناب را بر گلوی او بسته ایم و سخت می کشیم؟
بیایید ،کمی عقبتر بنشینیم و دست از هر کاری بکشیم و به صحنه از دور نگاهی بیاندازیم. شاید راه حل مناسبی بیابیم.به دنبال مقصر گشتن ، علاج کار نیست، چاره ای باید اندیشید. و این میسر نمی شود الا به بازنگری تک تک ما در عملکرد خویشتن.
در این روز عزیز از صاحب این مناسبت و این خانه بخواهیم خود گشایشی ایجاد کند در امور این خانه مقدس ،که راحت به دست نیامده، و واقعا حیف است که با ندانم کاری های ما از هدف ایجاد آن دور شویم و به بی راهه رویم.

خدا یا به ما بصیرتی عطا بفرما :
تا بار خاطر نباشیم.
تا باطل را به جای حق نگیریم .
تا منیت ها را سر لوحه کار قرار ندهیم.
تا خود را نفریبیم که به اسم دلسوزی و آگاهی دیگران، به غیبت و تهمت بیافتیم.
تا اگر دیگران را بهتر از خود دیدیم مدافع باشیم نه دافع.

به امید باز نگری در کارهای خود نه دیگران.

مراسم عید نیمه شعبان


سلام علیکم

خدمات دوستان اعلام میگردد که مراسم جشن نیمه شعبان در روزهای یکشنبه و دوشنبه ( ۲۳ و۲۴  جون ) در مرکز امام مهدی برگزار میگردد. شروع مراسم از ساعت ۸:۳۰ خواهد بود.

به امید قبولی عبادت

مراسم جمعه ۱۴ جون


لازم به یاد آوری است که مراسم امشب ۱۴ جون مصادف با ۴ شعبان در مرکز امام مهدی تورونتو رأس ساعت ۸:۳۰ شروع خواهد شد.

اشکال در وب سایت


با شرمندگی فراوان، اشکالی در وب سایت مرکز بوجود آمده که در حال برسی و رفع مشکل هستیم. اطلاعات مهم را فعلا در اینجا  پیگیری بفرمایید. لطفآ اگر سوال و مطلبی داشتید که میخواستید با دیگران به اشتراک بگذارید آن را برای ما بفرستید تا به اشتراک گذاشته شود.

داستانی از مثنوی معنوی در فرا رسیدن بهار


از این پس سلسله مطالبی از مثنوی معنوی مولانا به قلم دوست عزیز آقای بهنژاد تقدیمتان می گردد.

– داستانی از مثنوی معنوی در فرا رسیدن بهار

از پیامبر گرامی (ص) نقل شده است که فرمود خنکی باد بهاری را پر بهره بدانید که همان کار که با طبیعت می کند، با بدن شما نیز می نماید و از سرمای پائیزی بهراسید که همان که با برگ درختان می کند با بدن های شما هم می نماید. (بحار الانوار جلد 52 صفحه 272)

 2046/1 گفت پيغمبر ز سرماى بهار                    تن مپوشانيد ياران زينهار

2047/1 ز آن كه با جان شما آن مى‏كند                كان [که آن] بهاران با درختان مى‏كند

2048/1 ليك بگريزيد از سرد خزان [پاییز]              كان كند كاو [که او] كرد با باغ و رَزان‏ [درختان انگور]

 جناب مولانا زیرکانه به این پرسش پاسخ می دهد که آن رسول روحانی را چه شده است که سخن از سلامتی جسم می گوید و به جای خبر دادن از نسیم های رحمانی، به نیک یا بد باد بهاری و پاییزی پرداخته است؟ زیرا درک تاثیر باد بهاری و پاییزی بر طبیعت، بر هر انسانی روشن است و نیازی نیست که پیام آوردنده ای از جانب خداوند بر آن تاکید کند!

 2049/1 راويان اين را به ظاهر برده‏اند                            هم بر آن صورت قناعت كرده‏اند

2050/1 بى‏خبر بودند از جان آن گروه                             كوه را ديده نديده كان [معدن] به كوه‏

 بنابر این خطای مفسران بوده است که از سخن آنجناب، اینگونه تفسیری ظاهر گرایانه ارائه کرده اند و تنها کوه سنگی را دیده و معدن ها گوهر و جواهرات نهفته در آن را ندیده اند.

پاییز چیست؟ و بهار کدام است؟

 2053/1 پس به تاويل اين بوَد كَانفاس [که انفاس] پاك        چون بهار است و حيات برگ و تاك‏ [درخت انگور]

 سخن اولیا  و نفس های آنان  همان نسیم بهاری است که جان را زنده و شکوفا می کند و گرچه گاهی گزنده است و سوز سردی با خود به همراه دارد، اما باید جان خویش را به آن عرضه کرد تا به حقیقت دست یافت:

 2055/1 از حديث اوليا نرم و درشت                        تن مپوشان ز آن كه دينت راست پشت‏ [پشتیبان]

2056/1 گرم گويد سرد گويد خوش بگير                   تا ز گرم و سرد بجهى وز سَعير [دوزخ]

2057/1 گرم و سردش نو بهار زندگى است                 مايه‏ى صدق و يقين و بندگى است‏

عباس  بهنژاد

حدیث سرو – میرزا جواد آقا ملکی تبریزی


حدیث سرو- شیخ محمد بهاری


سرّ تسليم در پايان نماز


سرّ تسليم در پايان نماز

مطلب زیر از عارف واصل و فیلسوف بزرگ حضرت علامه آیت الله جوادی آملی میباشد،

javadi-amoli_1

نمازگزار پس از رجوع از وحدت به كثرت، و از حق به خلق، و از محو به صحو، و از فنا به بقاء بعد از فنا، همراهان خود را می‏ بيند، و در جمع آنها حضور يافته بر آنها سلام میكند؛ و نيز به عنوان سلامِ توديع، بر انبيا و فرشتگان و معصومين (ع) سلام میفرستد. سپس وارد نشأه ملك میگردد، و چون تازه در جمع آنان داخل میشود، به آنها سلام میكند؛ زيرا در متن نماز سرگرم مناجات با خالق بود: المُصلّي يناجي ربه. و با «تسليم» پايان نماز، سفر چهارم از «اسفار چهارگانه» خاتمه مى ‏يابد.

صاحب الفتوحات المكية را- كه بعد از وى هر چه در زمينه معارف و اسرار، به تازى و فارسى يا نظم و نثر، تصنيف يا تأليف شده است نسبت به نوشتار شيخ اكبر چه شبنمى است كه در بحر میكشد رقمى- درباره سرّ «سلامِ» پايانى لطيفه‏ اى است به ياد ماندنى، كه آن را مرحوم قاضى سعيد قمى به عنوان «قال بعض أهل المعرفة»،  بدون تعيين نام آن قائل، نقل نمود. اصل كلام محيى الدين در فتوحات چنين است: «سلام نمازگزار درست نيست مگر آنكه در حال نماز از ما سوى اللَّه غايب شده و با خداوند مناجات كند. هنگامى كه از نماز منتقل میشود و موجودهاى خلقى را مشاهده مى‏ نمايد، چون غايب از آنها بود و تازه در جمع آنها حاضر مى‏شود لذا بر آنان سلام میكند. و اگر نمازگزار همواره با موجودهاى خلقى بوده و حواس او متوجه مردم بود، چگونه بر آنها سلام مى ‏نمايد؛ زيرا كسى كه در جمع ديگران هماره حاضر است، به آنها سلام نمى‏ كند. و اين نمازگزار بايد شرمنده شود، چون با سلام خود رياكارانه به مردم نشان می‏دهد كه من در نزد خدا بودم و تازه به جمع شما پيوستم … و سلام عارف براى انتقال از حالى به حال ديگر است: يك سلام بر منقول عنه، و يك سلام بر منقول إليه …»

و از روايت عبد اللَّه بن فضل هاشمى از حضرت امام صادق (ع) استفاده مى‏شود كه سلام نشانه ايمنى است، هم از طرف سلام ‏كننده و هم از طرف جواب دهنده. و همين نشانه در پايان نماز به منظور تحليل كلام آدمى، كه با «تكبيرة الاحرام» حرام شده بود، و به قصد در امان بودن نماز از چيزى كه او را تباه كند قرار داده شد. و «سلام» اسمى از اسماء خداست، و از طرف نمازگزار بر دو فرشته موكل خدايى فرستاده مى‏شود.

و الحمد للَّه رب العالمين.


تاریخچه و مفهوم عزاداری بر سیدالشهدا و ریشه قرآنى آن

برخى از عالمان اهل سنت سوگوارى و گریه بر اموات را تحریم کرده و با آن مخالفت کرده اند، مستند آنها سخنى است که عمر از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) نقل کرده است که: «انّ المیّت لیعذّب ببکاء اهله علیه؛ به گفته سعید بن مسیّب عایشه به هنگام فوت پدرش ابوبکر مجلس سوگوارى برپا نمود چون خبر آن به عمر رسید وى دستور داد تا از آن جلوگیرى کنند.
عزادارى سید و سالار شهیدان ابى عبداللّه الحسین(علیه السلام) از حقایق بى تردید در دین ماست.

معنا و مفهوم عزادارى
عزادارى مفهوم روشنى دارد، عزادارى یعنى در سوگ کسى اندوهگین بودن و ناله و زارى کردن و عزادار کسى است که غصّه دار و اندوهگین است. براى تبیین موضوع چند محور را مورد بررسى قرار مى دهیم:

1 مبانى مشروعیت اصل عزادارى بر اموات.

2 عزادارى بر سید الشهداء و ریشه هاى قرآنى و حدیثى آن.

3 نقش مجالس عزادارى.

4 تاریخچه مخالفت با عزادارى سالار شهیدان.

مبانى مشروعیت عزادارى

اسلام مکتب فطرت است، مکتب فطرى نمى تواند با عزادارى مخالف باشد زیرا حزن و اندوه به هنگام از دست دادن بیشتر


سفارش آیت الله بهجت در خصوص زیارت عاشورا.

آیت الله بهجت در پاسخ به سوالی ضمن تصریح به جایگاه زیارت عاشورا به حکایتی از حالت کشفی که برای یکی از بزرگان در اثر زیارت عاشورا ایجاد شده است اشاره کرده اند.

به گزارش «شیعه نیوز»، از آيت الله بهجت پرسيدند: داستان ها و قضايايى از كسانى كه پيوسته زيارت عاشورا مى خواندند و به اين صورت، متوسل مى شدند، گردآورى و چاپ شده است. نظر حضرت عالى در اين باره چيست؟
ایشان پاسخ داده اند که: متن زيارت عاشورا، بر عظمت آن گواه است ؛ خصوصا با ملاحظه آنچه در سند زيارت رسيده است كه حضرت صادق (عليه السلام) به صفوان مى فرمايد: ((اين زيارت و دعا را بخوان و بر آن مواظبت كن. به درستى كه من چند چيز را بر خواننده آن تضمين مى كنم: 1 بیشتر


آداب و اعمال ماه محرم‏

منابع مقاله:

کتاب   : ترجمه مفاتيح الجنان 

نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان

آگاه باش كه اين ماه، ماه حزن و اندوه اهل بيت عليهم السّلام و شيعيان ايشان است. از حضرت رضا عليه السّلام روايت شده: چون ماه محرّم فرا مى‏رسيد، كسى پدرم را خندان نمى‏ديد، و پيوسته تا روز دهم اندوه و حزن بر او غالب بود، چون روز عاشورا ميشد روز مصيبت و حزن و گريه، ايشان بود، و مى‏فرمودند: امروز روزى است كه حسين عليه السّلام شهيد شد.

شب اول: سيّد ابن طاووس در كتاب «اقبال» براى اين شب، چند نماز ذكر فرموده: اوّل: صدر ركعت كه در هر ركعت سوره‏هاى «حمد» و سوره توحيد» خوانده مى‏شود. دوّم: دو ركعت كه در ركعت اول سوره‏هاى «حمد» و «انعام»، و در ركعت دوم سوره‏هاى «حمد» و «يس» خوانده مى‏شود. سوم: دو ركعت كه در هر ركعت سوره «حمد» و يازده سوره «توحيد» خوانده‏ مى‏شود. از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله روايت شده: هركه اين دو ركعت نماز را در اين شب بجا آورد، و فردايش را كه اول سال است روزه بدارد، مانند كسى است كه همه طول سال را همواره كار خير كرده، و در آن سال محفوظ باشد، و اگر بميرد به بهشت مى‏رود. سيّد ابن طاووس براى هلال اين ماه دعاى مبسوطى ذكر كرده است.

روز اول: بدان‏كه روز اوّل محرم، اول سال قمرى است، و در آن دو عمل وارد شده:

اول: روزه گرفتن، در روايت ريّان بن شبيب از حضرت رضا عليه السّلام روايت شده: هركه در اين روز روزه بدارد، و خدا را بخواند خدا دعاى او بیشتر

دعای امام سجاد در عید فطر


(46)

و كان مِن دعائهِ عليه‏السلام فى يوم الفِطر اِذَا انْصَرَفَ مِنْ صَلوتِهِ قامَ قآئِماً ثُمَّ اسْتَقْبَلَ القبلةَ و فى يومِ‏الجُمُعةِ فقال:  «دعاى آن حضرت در روز عيد فطر و جمعه » 

يامَنْ يَرْحَمُ مَنْ لا يَرْحَمُهُ‏الْعِبادُ، وَ يامَنْ يَقْبَلُ مَنْ لاتَقْبَلُهُ   اى آن كه رحم مى‏كنى بر آن كه بندگان بر او رحم نمى‏كنند، و اى كسى كه مى‏پذيرى كسى را كه شهرها 

الْبِلادُ، وَ يامَنْ لايَحْتَقِرُ اَهْلَ‏الْحاجَةِ اِلَيْهِ،وَ يامَنْ لا يُخَيِّبُ    نمى‏پذيرندش، و اى كسى كه اهل حاجتمندان خود را خوار نمى‏كنى، و اى كسى كه اصراركنندگان را 
الْمُلِحّينَ عَلَيْهِ، وَ يامَنْ لا يَجْبَهُ بِالرَّدِّ اَهْلَ الدّالَّةِ عَلَيْهِ، وَ يا    نااميد نمى‏نمايى، و اى كسى‏كه دست ردّ بر سينه توقع‏داران نمى‏زنى، و اى كسى‏كه 
مَنْ يَجْتَبى صَغيرَ ما يُتَحْفُ بِهِ، وَيَشْكُرُ يَسيرَ ما يُعْمَلُ لَه، وَ يا    پيشكش بى‏مقدار را مى‏پذيرى، و كمترين كارى را كه برايت كنند سپاس مى‏نهى، – و اى 
مَنْ يَشْكُرُ عَلَى‏الْقَليلِ، وَ يُجازى بِالْجَليلِ، وَ يا مَنْ يَدْنُو اِلى‏   كسى كه عمل اندك را قدر مى‏نهى، و مزد بزرگ بر آن مى‏پردازى، و اى كه هر كس به تو نزديك گردد به‏او 
مَنْ دَنا مِنْهُ، وَ يا مَنْ يَدْعُو اِلى‏ نَفْسِهِ مَنْ اَدْبَرَ عَنْهُ، وَ يا مَنْ    نزديك مى‏شوى، و اى كسى‏كه هر كه را از تو روى گرداند به حضرتت فرا مى‏خوانى، و اى كسى كه 
لايُغَيِّرُ النِّعْمَةَ، وَ لا يُبادِرُ بِالنَّقِمَةِ، وَ يامَنْ يُثْمِرُ الْحَسَنَةَ حَتّى‏   نعمت خودرا تغيير نمى‏دهى، و به انتقام شتاب نمى‏ورزى، و اى كسى كه نهال خوبى را

يُنْمِيَها، وَ يَتَجاوَزُ عَن السَّيِّئَةِ حَتّى‏ يُعَفِّيَهَا، اِنْصَرَفَتِ    به‏بار مى‏آورى تابيفزايى، و از بدى درمى‏گذرى تا آن را ناپديد نمايى، آرزوها 
الْامالُ دُونَ مَدى‏ كَرَمِكَ بِالْحاجاتِ، وَ امْتَلَأتْ بِفَيْضِ    پيش از رسيدن به نهايت كرمت با حاجات روا شده بازگشتند، و ظرفهاى طلب به فيض 
جُودِكَ اَوْعِيَةُ الطَّلِباتِ، وَ تَفَسَّخَتْ دوُنَ بُلُوغِ نَعْتِكَ    بخششت لبريز شدند، و اوصاف به كنه وصف تو نرسيده 
الصِّفاتُ، فَلَكَ الْعُلُوُّ الْاَعْلى‏ فَوْقَ كُلِّ – عالٍ، وَ الْجَلالُ    از هم گسيختند، پس بدون شك برترىِ برتر از هر برترى مخصوص توست، و جلال 
الْاَمْجَدُ فَوْقَ كُلِّ جَلالٍ. كُلُّ جَليلٍ عِنْدَكَ صَغيرٌ، وَ كُلُّ    امجد بر هر جلالى ويژه توست. هر بزرگى در پيشگاهت كوچك است، و هر 
شَريفٍ فى جَنْبِ شَرَفِكَ حَقيرٌ، خابَ الْوافِدُونَ عَلى‏    شريفى در جنب شرفت پست است، آنان كه به‏غير حضرتت روآورده‏اند 
غَيْرِكَ، وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ اِلاّ لَكَ، وَ ضاعَ الْمُلِمُّونَ    نوميد شدند، و آنان كه جز وجود تو خواسته‏اند به خسران نشستند، وآنان كه به درگاه غير تو شدند 
اِلاّ بِكَ، وَ اَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ اِلاّ مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ،    به تباهى رسيدند، و جز آنان كه فضل تو را طالب شدند تهيدست ماندند. 
بابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرّاغِبينَ، وَ جُودُكَ مُباحٌ لِلسّآئِلينَ، وَ اِغاثَتُكَ    درِ رحمتت براى تمام خواهندگان باز، و عطايت براى گدايان رايگان، و فريادرسيت

قَريبَةٌ مِنَ الْمُسْتَغيثينَ، لا يَخيبُ مِنْكَ الْامِلُونَ، وَ لا يَيْاَسُ    به فريادخواهان نزديك است، آرزومندان از تو نوميد نمى‏شوند، و درخواست كنندگان 
مِنْ عَطآئِكَ‏الْمُتَعَرِّضُونَ، وَ لا يَشْقى‏ بِنَقِمَتِكَ‏الْمُسْتَغْفِرُونَ.    از عطايت محروم نمى‏شوند، و مستغفران از عذاب تو تيره‏بخت نمى‏گردند، 
رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصاكَ، وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ ناواكَ،    سفره روزيت براى عاصيان پهن است، و بردباريت شامل دشمنانت نيز مى‏گردد، 
عادَتُكَ الْاِحْسانُ اِلى‏ الْمُسيئينَ، وَ سُنَّتُكَ الْاِبْقآءُ عَلَى    عادتت احسان به بدكاران است، و سنّتت رحمت بر 
الْمُعْتَدينَ، حَتّى‏لَقَدْ غَرَّتْهُمْ اَناتُكَ عَنِ الرُّجُوعِ، وَ صَدَّهُمْ    تجاوزكاران، تا جائى‏كه مدارايت اينان را از بازگشت به تو غافل نموده، و مهلت دادنت ايشان را 
اِمْهالُكَ عَنِ النُّزُوعِ، وَ اِنَّما تَاَنَّيْتَ بِهِمْ لِيَفيئُوا اِلى‏ اَمْرِكَ،    از خوددارى از گناه بازداشته، حال آنكه تنها تو با آنان بردبارى كرده‏اى تا به فرمانت بازآيند، 
وَ اَمْهَلْتَهُمْ ثِقَةً بِدَوامِ مُلْكِكَ، فَمَنْ كانَ مِنْ اَهْلِ السَّعادَةِ    و از آن رو به آنان مهلت داده‏اى كه اطمينان به دوام سلطنتت دارى، پس آن‏كه اهل سعادت بود 
خَتَمْتَ لَهُ بِها، وَ مَنْ كانَ مِنْ اَهْلِ الشَّقاوَةِ خَذَلْتَهُ لَها،    فرجام كارش را به سعادت بردى، و هر كه تيره‏بخت بود به تيره‏بختى‏اش واگذاشتى، 
كُلُّهُمْ صآئِرُونَ اِلى‏ حُكْمِكَ، وَ اُمُورُهُمْ ائِلَةٌ اِلى‏ اَمْرِكَ،    همه سر به فرمان حكم حضرتت خواهند داشت، و بازگشت كارشان به‏سوى فرمان تو خواهد بود،

لَمْ يَهِنْ عَلى‏ طُولِ مُدَّتِهِمْ سُلْطانُكَ، وَ لَمْ يَدْحَضْ لِتَرْكِ    پادشاهيت با مهلت طولانيى كه به آنان مى‏دهى سستى نپذيرد، و از تأخير محاكمه ايشان 
مُعاجَلَتِهِمْ بُرْهانُكَ، حُجَّتُكَ قآئِمَةٌ لاتُدْحَضُ، وَ    برهان و حجتت ازميان نرود. حجتت استوار و پابرجاست و باطل نگردد، و 
سُلْطانُكَ ثابِتٌ لا يَزُولُ، فَالْوَيْلُ الدّآئِمُ لِمَنْ جَنَحَ عَنْكَ،    سلطنت ثابت است آن‏سان كه زوال نپذيرد، پس واى بر آن كه از تو روى برتابد، 
وَالْخَيْبَةُالْخاذِلَةُ لِمَنْ خابَ مِنْكَ، وَالشَّقآءُ الْاَشْقى‏ لِمَنِ اغْتَرَّ    و نوميدى ذلّت‏بار از آن كسى است كه ازتو نوميد گشته، بدترين تيره‏بختى‏ها براى كسى است كه به تو 
بِكَ، ما اَكْثَرَ تَصَرُّفَهُ فى عَذابِكَ! وَ ما اَطْوَلَ تَرَدُّدَهُ فى    مغرور شده، چه عذاب‏هاى دردناكى كه خواهد چشيد! و چه اندازه سرگردانى درازى در عذابت 
عِقابِكَ! وَما اَبْعَدَ غايَتَهُ مِنَ الْفَرَجِ! وَ ما اَقْنَطَهُ مِنْ سُهُولَةِ   خواهد داشت، و آرزوى گشايش از اين كس چه دور است! و نوميدى او براى سهولت خروج از عذابت بسيار! 
الْمَخْرَجِ! عَدْلاً مِنْ قَضآئِكَ لاتَجُورُ فيهِ، وَ اِنْصافاً مِنْ   تمام اينها براساس عدل در قضاى غيرجائرانه تو، و از سر انصاف در حكم 
حُكْمِكَ لاتَحيفُ عَلَيْهِ، فَقَدْ ظاهَرْتَ الْحُجَجَ، وَ اَبْلَيْتَ    غيرظالمانه توست. چرا كه پى در پى اتمام حجت نمودى، و آنچه سزاوار اندرز و ارشاد بود 
الْاَعْذارَ، وَ قَدْ تَقَدَّمْتَ بِالْوَعيدِ، وَ تَلَطَّفْتَ فِى التَّرْغيبِ،    بيان داشتى، و تهديدت را اعلام فرمودى، و با لطف و محبت ترغيب به حقايق نمودى،

وَ ضَرَبْتَ الْاَمْثالَ، وَ اَطَلْتَ الاِْمْهالَ، وَ اَخَّرْتَ وَ اَنْتَ    و براى بيدارى مردم مثلهاآوردى، و به آنان مهلتِ طولانى دادى، و كيفر را به تأخير انداختى در صورتى كه 
مُسْتَطيعٌ لِلْمُعاجَلَةِ، وَ تَاَنَّيْتَ وَ اَنْتَ مَلى‏ءٌ بِالْمُبادَرَةِ،    بر شتاب در عذاب توانا بودى، و مدارا نمودى در حالى كه قدرت بر عجله داشتى، 
لَمْ‏تَكُنْ اَناتُكَ عَجْزاً، وَ لا اِمْهالُكَ وَهْناً، وَ لا اِمْساكُكَ غَفْلَةً،    مدارايت از روى ناتوانى، و مهلت دادنت از باب سستى، و خودداريت از باب غفلت، 
وَ لاَ انْتِظارُكَ مُداراةً، بَلْ لِتَكُونَ حُجَّتُكَ اَبْلَغَ، وَ كَرَمُكَ    و به‏تأخير انداختنت از روى‏مدارا و سازش نبوده،بلكه به اين خاطر است كه حجتت‏رساتر، و بزرگواريت 
اَكْمَلَ، وَ اِحْسانُكَ اَوْفى‏، وَ نِعْمَتُكَ اَتَمَّ، كُلُّ ذلِكَ كانَ    كاملتر، و احسانت فراگيرتر، و نعمتت تمامتر باشد، تمام اينها 
وَ لَمْ تَزَلْ، وَ هُوَ كآئِنٌ وَ لاتَزالُ، حُجَّتُكَ اَجَلُّ مِنْ اَنْ تُوصَفَ    بوده و هست و خواهد بود، و حجت تو برتر از آن است كه به‏طور كامل وصف شود، 
بِكُلِّها، وَ مَجْدُكَ اَرْفَعُ مِنْ اَنْ يُحَدَّ بِكُنْهِهِ، وَ نِعْمَتُكَ اَكْثَرُ    و برزگى تو والاتر از آن است كه كسى به كنهش برسد، و نعمتت بيش 
مِنْ اَنْ تُحْصى‏ بِاَسْرِها، وَ اِحْسانُكَ اَكْثَرُ مِنْ اَنْ تُشْكَرَ    از آن است كه همه‏اش به‏شماره درآيد، و احسانت بيش از آن است كه كسى كمترين آن را 
عَلى‏ اَقَلِّهِ، وَ قَدْ قَصَّرَ بِىَ السُّكُوتُ عَنْ تَحْميدِكَ، وَ فَهَّهَنِى   شكرآرد، و اكنون نبودن زبان سخن مرا از ادامه سپاست ناتوان ساخته، و زبان تمجيدم

الاِْمْساكُ عَنْ تَمْجيدِكَ، وَ قُصاراىَ الاِْقْرارُ بِالْحُسُورِ    از كار افتاده، و نهايت قدرتم آن است كه به درماندگى اقرار كنم 
لارَغْبَةً – ياا اِلهى – بَلْ عَجْزاً. فَها اَنَا ذا اَؤُمُّكَ بِالْوِفادَةِ، وَ    نه از سر رغبت به‏كوتاهى در ستايش تو -اى پروردگار من بلكه از باب ناتوانى. اينك منم كه به‏درگاهت روى آورده‏ام، 
اَسْئَلُكَ حُسْنَ الرِّفادَةِ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ اسْمَعْ    و از حضرتت توقع پذيرايى نيك دارم، پس بر محمد و آلش درود فرست، و رازم را 
نَجْواىَ، وَ اسْتَجِبْ دُعآئى، وَ لا تَخْتِمْ يَوْمى بِخَيْبَتى،    بشنو، و دعايم را مستجاب كن، و روزم را به نااميدى و تهيدستى به شب مرسان، 
و لاتَجْبَهْنى بِالرَّدِّ فى مَسْئَلَتى،وَاَكْرِمْ مِنْ عِنْدِكَ مُنْصَرَفى،    و در دريوزگيم دست ردّ به سينه‏ام مزن، و رفتنم را از پيشگاهت، 
وَ اِلَيْكَ مُنْقَلَبى، اِنَّكَ غَيْرُ ضآئِقٍ بِما تُريدُ، وَلاعاجِزٍ عَمّا    و بازگشتم را به حضرتت گرامى‏دار، زيرا در آنچه بخواهى دچار مضيقه نمى‏شوى، و در برابر خواسته‏ها 
تُسْئَلُ، وَ اَنْتَ عَلى‏ كُلِّ – شَىْ‏ءٍ قَديرٌ، وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ    ناتوان نمى‏باشى، و بر هر چيزى قدرت دارى، و هيچ حول و قوه‏اى 
اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ.  جز به دست خداى بزرگ نيست. 

 

نیایش پایان ماه مبارک رمضان


نیایشی دل ربا از سیدالساجدین در رداع ماه مبارک رمضان با ترجمه استاد شیخ حسین انصاریان

«دعادر وداع ماه مبارك رمضان» 

اَللَّهُمَّ يا مَنْ لايَرْغَبُ فِى‏الْجَزآءِ، وَ يا مَنْ لايَنْدَمُ عَلَى الْعَطآءِ،         اى خدايى كه در برابر احسان به بندگان پاداش نخواهى، و از عطا و بخشش پشيمان نمى‏گردى، 

وَ يا مَنْ لايُكافِئُ عَبْدَهُ عَلَى‏السَّوآءِ، مِنَّتُكَ ابْتِدآءٌ، وَعَفْوُكَ       اى كسى كه مزد بنده خود را بيش از عمل او مى‏دهى، نعمتت بى استحقاق به بندگان رسد، و عفوت

تَفَضُّلٌ، وَ عُقُوبَتُكَ عَدْلٌ، وَ قَضآؤُكَ خِيَرَةٌ. اِنْ اَعْطَيْتَ           تفضل، و مجازاتت عدالت، و قضايت عين خير است. اگر بخشش كنى عطايت را 

لَمْ تَشُبْ عَطآئَكَ بِمَنٍّ، وَ اِنْ مَنَعْتَ لَمْ يَكُنْ مَنْعُكَ تَعَدِّياً،         به منّت آلوده نكنى، و اگر عنايت نكنى از باب ستم نيست، 

تَشْكُرُ مَنْ شَكَرَكَ وَ اَنْتَ اَلْهَمْتَهُ شُكْرَكَ، وَ تُكافِئُ مَنْ حَمِدَكَ    آن‏كه تو را شكر كند شكرش كنى، در صورتى كه خودت آن شكر را به او الهام فرمودى، و هر كه تو را بستايد بیشتر

شیعه پاسخ می دهد ۱


از این پس سلسله مطالبی را از کتاب ارزشمند «شیعه پاسخ می دهد» نوشته حاج آقا حسینی نسب تقدیمتان میکنم. در این کتاب به شبهات مطرحه در مورد شیعه و با استفاده از منابع اهل سنت پاسخ داده شده است. که مطاله آن را به همه دوستان توصیه میکنم.
در مورد کتاب: این کتاب تا به حال بیش از ۱۵ بار چاپ شده و به بیش از ۹ زبان ترجمه شده است. و در بسیاری از مراکز که تربیت طلاب و مبلغین مذهبی را بر عهده دارند از این کتاب به عنوان کتاب آموزشی استفاده میشود.

پرسش   1

«و عترتى» صحيح است يا «و سنتى»؟

پاسخ: محدثان، حديث ثقلين را كه داراى شهرت بالايى است، دوگونه نقل نموده و در مجامع حديثى آورده اند، بايد ديد كدام يك از آن دو، صحيح است:  بیشتر

شبهاتی برای پاسخ نگرفتن


دوستی مطلبی را برای من ارسال کرده اند و سؤالات و شبهاتی را در مورد شیعه مطرح کرده اند. شبهاتی که برای تک تک آنها پاسخهائی مستدل و منطقی وجود دارد و از طرف امامان و علمای ما به آنها در طول تاریخ جواب داده شده است. و جالب اینکه مجموعه سخنرانیهای حاج آقا حسینی نسب در ایام مبارک ماه رمضان پاسخ گوئی به برخی از این شبهات بود.
من در وهله اول خوشحال شدم که دوستی این شبهات را که در ذهن دارد با ما مطرح کرده تا به او کمک کنیم که به حقیقت واقعی برسد. به این خاطر ایمیل این دوست عزیز را جواب دادم و یک سلسله مطالب به جهت روشن شدن موضوع برای ایشان فرستادم. اما متاسفانه ایمیل ایشان صحیح نبود که من بنا را بر اشتباه تایپی میگذارم. چرا که کدام آدم منصف و عاقلی پیدا میشود که باورهای جمعی را مورد پرسش قرار دهد اما تاب جواب شنیدن نداشته باشد؟ مگر میشود شبهه ایجاد کرد و جواب نشنید؟ مگر آنکه سوال کننده فرد مغرضی باشد و یا از قبل به صحت جوابها آگاهی داشته باشد و بداند که آنها مستدل هستند و قانع کننده و او توان پذیرش حقیقت را نداشته باشد. که البته من اینرا در مورد این دوست صادق نمیدانم.
امیدوارم که این دوست آدرس صحیح ایمیل خود را برای شروع یک مباحثه منطقی، علمی، و مستدل برای من بفرستند تا بتوانیم به ارتقاء سطح اطلاعات دینی و علمی یکدیگر کمک کنیم.

توفیق رفیق راهتان

داریوش کاری

یکشنبه در ایران عید فطر اعلام شد


تلویزیون ایران یکشنبه را اول ماه شوال اعلام کرد.

آقای قاضی ۱


علّت نیامدن محمد جعفر به مرکز


من همیشه از شفاف سازی و گفتمان استقبال میکنم و از صحبتهای گنگ و یکطرفه پرهیز. یکی از دوستان در جواب آقای قنبری فرموده بودند که آقای محمد جعفر بنا به درخواست مدیران مرکز دیگر کلاسی در مهدیه ندارند «فرمودند ازشون درخواست شده که به مهدیه بر نگردند» . این برای من اول تاسف بار و بعد از آن به شدت سوال بر انگیز بود. لذا تصمیم گرفتم تا کمی تحقیق کنم. بیشتر

نگران آینده مهدیه


با سلام
دوست گرامی بنده حقیر کی عرض کردم که اشکال وجود ندارد صد البته من هم شدیدا» معتقد هستم که اشکال وایراد بسیار فراوان است ومن هم ازاین بابت هم متاءسفم وهم نگران آینده مهدیه و بهمین دلیل تقاضا میکنم پا جلو بگذارید و همه پا پیش بگذارند و بجای فقط انتقاد کاری انجام دهیم تا کار از کار نگذشته
یا علی

قنبری

پیشین ورودی‌های دیرین

نویسندگان

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 42 مشترک دیگر بپیوندید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: